خلاصه انیمه Bongchon Gaksi
«تو منو به قیمت ۵۰ کیسه برنج خریدی؟ چرا این کار رو کردی؟»
«فکر میکردم اگه این کارو نکنم، ممکنه بمیری.»
بونگ-چونِ تنومند، در اعماق کوهستان و دور از چشمهای کنجکاو، در انزوا زندگی میکند.
بونگ-چون، سان-گپ، پسر خدمتکاری که توسط اربابش تا سر حد مرگ کتک خورده را میخرد و نجات میدهد. سان-گپ از بونگ-چان که با مهربانی غیرمنتظرهای با او رفتار میکند، او را همسر خود مینامد و او را به هیچ کار سختی نمیگمارد، گیج شده است.
همانطور که سان-گپ از آرامش با بونگ-چان لذت میبرد و از اینکه بالاخره از خانه ارباب قدیمیاش فرار کرده، احساس راحتی میکند، مردی ظاهر میشود و ادعا میکند که آمده است تا او را برگرداند.