خلاصه انیمه Hajimari no Boukensha-tachi: Legend of Crystania
لرد هیون از روستایی دورافتاده در قلمرو جانا ان مراقبت میکند. ردون، پسرش، از زندگی آرام اما کسلکنندهاش در کمک به مردم شهر در کارشان ناراضی است. وقتی والدینش ناگهان ترور میشوند، ردون باید با تعداد انگشتشماری از همراهانش از روستا فرار کند. همانطور که گروه در لبه "دیوار خدا"، پوست مار عرفانی که جانا ان را از بقیه جهان جدا میکند، گیر افتادهاند، صدایی ردون را فرا میخواند. این صدا او را ترغیب میکند تا وارد روزنه جدیدی در دیوار شود و به سرزمین افسانهای کریستانیا سفر کند، جایی که میتواند قدرت باورنکردنی به دست آورد.
بدون هیچ گزینه دیگری، ردون و رفقایش از طریق گذرگاه مرموز فرار میکنند، اما کریستانیایی بسیار متفاوت از آنچه افسانهها آن را تصویر میکنند، پیدا میکنند. ردون و گروهش که با خطر و جانوران تغییر شکلدهنده روبرو هستند، از خود میپرسند که آیا به جایی بدتر از جایی که از آن آمدهاند، وارد شدهاند یا خیر. با این حال، اوضاع زمانی به نفعشان تغییر میکند که گروه با دو مسافر که از وضعیت آشفته کریستانیا آگاه هستند، روبرو میشوند.