درباره Kirio Ami
هنگامی که او کودک بود، ظرفیت نیروی جادویی کیریو اندازهگیری شد و مشخص شد که هیچ، خانوادهاش را نگران و ناامید میکرد، زیرا خانوادهشان به ظرفیت بسیار بالا شهرت داشتند.
سپس او را به باغ کودکان شیطان فرستادند، یک موسسه اصلاحی ابتدایی که شیاطین جوان را پرورش می دهد و کنترل کامل بر آنها اعمال می کند. در آنجا، او محیط سخت و خشنی را تجربه می کند زیرا به او گفته شد که نام خانوادگی خود را کثیف می کند و به خاطر آن مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. او در میان منفیهای موجود در باغ با دختری در آن زمان که هم سن و سالش بود آشنا شد و از نظر نمرات شبیه او بود. او به او اجازه داد که به طلسم او، گوشواره مادربزرگش دست بزند، که به گفته او باعث می شود او احساس شادی بیشتری کند. اما قلدرها آن را گرفتند و از صخره پرت کردند. کیریو موفق شد آن را با مانع خود بگیرد، اما به دلیل از دست دادن تمرکز شکست و گوشواره افتاد در حالی که دختر ناامیدانه تماشا می کرد. پس از این حادثه، دختر باغ را ترک کرد در حالی که کیریو مجبور شد توسط والدینش بماند.