درباره Nana Paien
نانا در برههای از زمان مادرش را از دست داد و از آن زمان تنها توسط پدرش بزرگ شد. او در درس کارل ون باته شرکت میکرد، اما به طور قابل توجهی نسبت به سایر دانشآموزان کمتوجهتر بود (فصل ۱۰ رمان).
نانا، در حالی که اشک میریخت، در بیداری اخیر پس از اعدام فرضی آنا، به کارل ون باته اعتراف کرد و پرسید که آیا او نیز به دار آویخته خواهد شد (فصل ۱۰ رمان). کارل با دیدن اینکه رولند آنا را رها کرده است، نانا را به او معرفی کرد. نانا به او گفت که یک هفته قبل از خواب بیدار شده و سعی داشته به پرندهای که پایش شکسته کمک کند. آزمایشی روی یک مرغ در محل انجام شد؛ پرنده بارها زخمی و بهبود یافت که باعث نارضایتی نانا شد. پس از آزمایش، او را به جایی دیگر فرستادند. (فصل ۱۴ رمان).
هیچ صداپیشهای به این شخصیت اضافه نشده است. با جستجوی یک صداپیشه و اضافه کردن این شخصیت به نقشهایش، به بهبود پایگاه داده ما کمک کنید.