دونا وقتی معشوقه اش، مرد جوان ایتالیایی، از او خواستگاری می کند، هیجان زده می شود. تونی کمی بی مسئولیت است، اما می تواند خانواده ای را که همیشه می خواست به او بدهد. اما وقتی دو نفر با هم به خانه خانوادگی او می روند تا ازدواج خود را اعلام کنند، دونا به حقیقت شگفت انگیزی پی می برد: خانه خانوادگی او یک عمارت است! خانواده او آنقدر ثروتمند هستند که انگار در دنیای دیگری زندگی می کنند. این زمانی است که برادر بزرگتر متکبر تونی، رینالدو، سعی می کند به دونا پول بدهد تا رابطه را قطع کند، زیرا متقاعد شده است که او یک جوینده طلاست. و وقتی متوجه می شود که نمی تواند دونا را با پول بیرون کند... سعی می کند او را اغوا کند!