خلاصه
شعبده باز هلا سیلوپیا که توسط شاگردش خیانت شده و اعدام می شود، خود را در بدن نوه نوزاد نادیده گرفته شده دوک یک کشور رقیب می یابد. بدتر از این که خانوادهاش نام او را به خاطر نمیآورند و خدمتکاران هم اهمیتی نمیدهند که چه اتفاقی برای او میافتد! اما وقتی متوجه میشود که داشتن پستانک در دهان میتواند ذهنش را گسترش دهد، هلا از آن به نفع خود استفاده میکند تا زنده بماند، از شر کسانی که در راه او ایستادهاند خلاص شود و شروع به طراحی انتقام خود کند. آیا هلا موفق خواهد شد یا آرزو خواهد کرد که ای کاش هرگز به او فرصت دوم داده نمی شد؟