ایکوتو، پسر دبیرستانی که عاشق مانگا شونن است، در دنیایی جادویی به عنوان شاهزاده خانمی به نام ایزابلا تناسخ پیدا می کند. در ابتدا، ایکوتو خوشحال است زیرا همیشه آرزو می کرد که بتواند از جادو استفاده کند. با این حال، عرف حکم می کند: "منبع خوشبختی زن این است که خود را وقف شوهرش کند" و "زنان نباید به چیزهای وحشیانه مانند جادو دست بزنند." ایزابلا که نمیخواهد رویای خود را رها کند، از نام مستعار ایکوتو استفاده میکند و خود را به عنوان یک مرد در میآورد. او سپس با یک جادوگر خوش تیپ برای یادگیری جادو راهی سفر می شود.