داستانی در مورد مرد جوانی سرکش و با زیبایی غیر قابل تصور به نام حنا که آرزوی شمشیرباز شدن را دارد. مادرش به دلیل زیبایی که دارد نقشه های دیگری برای او دارد، بنابراین او خانه را ترک می کند تا مانند سویوگو شمشیربازی شود که 14 نفر را به قتل رساند. در میان نگهبانان، او با جوانی مرموز به نام هژیری آشنا می شود که بدون دانستن شادی و غم زندگی می کند. داستانی شیرین درباره دو مرد جوان، رویاهایشان و عشق شکوفاشان.