خلاصه
اگرچه کارینا لئوپولد توانایی زنده کردن نقاشیهایش را داشت، اما سالهای خود را در سایه خواهر و برادر مشهورش گذراند و مجبور شد دختر خوبی باشد که والدینش میخواستند. اما وقتی به او می گویند که یک بیماری کشنده او را در یک سال می کشد، او به نامزدش، میلیان پاستلیو، پیشنهاد معامله ای می دهد تا بقیه روزهایش را دور از دسترس خانواده اش زندگی کند. با کمال تعجب او، برخورد آنها باعث تغییر هر دوی آنها می شود به گونه ای که او هرگز تصور نمی کرد ...