خلاصه
روپیا به عنوان دختر یک خانواده اصیل محترم با افتخار زندگی می کند. اما برای انجام یک فحش نبوی، او و دوستانش، همراه با صدها زن انسان دیگر، به عنوان عروس برای اشراف اهریمنی عالم اموات پیشکش خواهند شد. روپیا پس از ملاقات با ادیت، خود پادشاه شیطان فریبنده، متوجه می شود که سرنوشت نامطلوب او همسرش شدن است. او بدون اینکه زمانی برای سوگواری برای زندگی ای که پشت سر گذاشته است، خونسردی خود را با نگرش خوش بینی محض حفظ کند، و همه اینها راز جادویی را حفظ می کند. وقتی روپیا به ادیت نزدیکتر میشود و اسرار قلمرو دنیای زیرین را آشکار میکند، شاید این کابوس بودن او به عنوان عروس پادشاه شیطان نیست؟