در آینده ی نزدیک. در مکانی نه چندان دور جامعه ای وجود دارد که در آن قانون مبتنی بر بازدارندگی است و به مجرمان «تکالیف» متناسب با جنایاتشان اختصاص داده می شود. در این جامعه، مردی به نام موریتا کنیچی آرزوی مقام یک فرد ویژه طبقه بالا را دارد، کسی که بر مجرمان مذکور اقتدار دارد. کنیچی برای تحقق جاه طلبی خود به شهری که زمانی او را خانه می نامید باز می گردد. او در آنجا با سه دختر «تعهد» روبرو میشود و در آنجا با گذشتهای که از خود بر جای گذاشته است، مواجه میشود. آیا در این داستان در مورد چگونگی ارتباط مردم با جامعه خود به او نخواهید پیوست؟