خلاصه
شهر هایاتو توسط یک ربات غول پیکر ویران می شود، والدین او در قتل عام کشته می شوند. تنها دوستی که برایش باقی مانده سگش جک است، تنها چیزی که باقی مانده کفش مادر و عکس زن و مردی است که همانطور که پدرش در بستر مرگ به او می گوید والدین واقعی او هستند. حالا هایاتو می خواهد از کسی که گفته می شود ربات را فرستاده انتقام بگیرد: کشتی ارواح وحشتناکی که کشتی ها را تهدید می کند و شایعه شده که می خواهد همه چیز را نابود کند.