خلاصه
مرد جوان هیوی عمارت قدیمی پدربزرگ کتابشناسی متوفی خود و همچنین مجموعه کتابی را که در آنجا ذخیره شده است تصاحب کرد. اما یک شرط وجود داشت: او همچنین باید "Bibliotheca" را به ارث می برد. هنگامی که او عمارت را بررسی می کند، هیوی یک انبار را پیدا می کند که پر از کتاب های انباشته شده است. در میان آنها با دختری سیاه پوش روبرو می شود که در سکوت مشغول خواندن کتاب است. او به نام داریان است و یک قفل بزرگ جلوی او آویزان است. او خودش ورودی "کتابخانه دانتالیان" است که حاوی "کتاب های فانتوم" ممنوع است.