یک جادوگر نابغه، برای مبارزه با سرنوشت خود و مرگ طبیعی از پیری، حقیقت جادو را درک کرد تا به خود اجازه دهد تا با قدرتی که خود ساخته است، تناسخ پیدا کند. چرخه تناسخ چندین بار تکرار می شود و شعبده باز در سی و یکمین تناسخ خود به پسری به نام سیریل تبدیل شد که در دهکده الف ها زندگی می کند. با این حال، آن روستا توسط انسان ها اداره می شود و الف ها به عنوان دام رفتار می شوند. سیریل که دانش و تجربه گذشته خود را به دست آورده است، پس از 14 سالگی، برای کمک به دختری که دوست دوران کودکی او است، ایستاده است. داستان ایجاد یک کشور ایده آل در آن روستا آغاز می شود، جایی که همه نژادها می توانند در کنار هم زندگی کنند. الف ها، دختر فاکس، و قهرمانان مختلف دیگر.