وقتی کیچی مابرا به دهکده کوچک هینامیزوا نقل مکان کرد، انتظار نداشت به این سرعت دوستی پیدا کند. اکنون روزهای کیچی به سرگرمی و بازی با همراهان جدیدش می گذرد و زندگی او نمی تواند بهتر از این باشد. با این حال، یک روز او یکی از دوستانش، میون سونوزاکی بچه پسر را می بیند که در یک کافه خدمتکار مشغول به کار است. با تصمیم به اذیت کردن او در این مورد، شوخی اولیه او به سرعت تبدیل به شوکه می شود زیرا دختر نشان می دهد که او در واقع خواهر دوقلوی میون، شیون است. از شانس و اقبال، هر دو دختر میخواهند جشنواره سالانه گرداندن پنبه را در کنار کیچی بگذرانند. اما زمانی که شیون قوانین مقدس شهر را زیر پا می گذارد و در طول جشنواره به یک زیارتگاه مهر و موم شده می رود و کیچی را همراه خود می کشاند، اوضاع بدتر می شود. اکنون، کیچی و شیون میترسند که به خاطر اشتباهشان روحیه خود را از دست بدهند و قبل از اینکه خیلی دیر شود باید راهی برای تاوان پیدا کنند.